محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1204

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

زنى كرد . و همه سمرقنديان با رافع يكى شدند كه از ستمهاى علىّ بن عيسى و از كارداران او ستوه شده بودند . پس چون علىّ بن عيسى پسر را با سپاه به سمرقند فرستاد . و سمرقنديان رافع را يارى كردند و با عيسى بن على حرب كردند و عيسى را بكشتند . و علىّ بن عيسى به تن خويش برفت . و رافع و سمرقنديان با او حرب كردند و او را بشكستند . و على هزيمت شد و به سوى مرو آمد . و از مرو رشيد را نامه كرد به خبر رافع ، و سپاه خواست . و نامهء صاحب بريد آمد از خراسان كه چون على از سمرقند هزيمت شد و به مرو آمد بلخ بشوريد و خليفتش را بكشتند ، و خانهء علىّ بن عيسى و آن پسرش عيسى بن على غارت كردند . و در سراى عيسى بن على به بوستان اندر درم يافتند بسيار پنهان كرده سى بار هزار هزار درم همه غارت كردند و همى گفتند كه ما امير المؤمنين را مطيعيم و ليكن علىّ بن عيسى را نخواهيم . و صاحب بريد نامه نوشت بدين خبر و گفت علىّ بن عيسى سپاه و خواستهء بسيار گرد كرده است به رفق و نرمى باز بايد خواند تا عاصى نشود . رشيد تدبير كرد و هرثمة بن اعين را بخواند و گفت : من ترا كارى خواهم فرمودن اگر پيراهن از تن تو بداند آن را از تن بيرون انداز ، نگر تا اين شدن تو نداند و كس نشنود تا وقت پيدا كردن نبود ، من ترا همى فرستم به اميرى خراسان ، و اگر علىّ بن عيسى بداند عاصى شود و با تو حرب كند . به ميان لشكر اندر ايدون نماى كه من ترا به يارى او همى فرستم تا خبر به دو نشود . تو با سپاه برو و او را از راه نامه كن كه ما به يارى دادن تو آمديم به جنگ رافع تا به مرو نشوى او را آگاه مكن و آنگاه او را بند كن و خواستهء او همه بستان ، و هر چه يا بى همه سوى من فرست . و آنگاه او را بند بر پاى نه و منادى بانگ كن تا از هر كه چيزى بستده است و بر وى دعوى درست كند بازدهد ، و اگر ندهد عذاب كنش تا همه خواستهء مسلمانان از وى بازستانى . و رشيد مردمان را گرد كرد و خطبه كرد و حديث سمرقند و رافع بگفت و گفت : علىّ بن عيسى همى يارى خواهد ، و من هرثمه را نامزد كردم تا سوى او رود . و